احمد مجد الاسلام كرمانى

228

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و شاه را مجبور كرد كه حتما آقاى نجفى را بطهران بياورند و صدر اعظم هم سخت گرفت اما آقاى نجفى برادر خودش حاجى آقا نور الله را فرستاد و خودش اعتنائى نكرد و بطهران نيامد ، شاه مرحوم از ترس روسها ناچار بود كه در احضار آقا نجفى اصرار كند و يكى از اسباب عزل اتابك و نصب عين الدوله اين مطلب شد و خلاصه آنكه شاه باتابك تكليف كرد كه هم يك مبلغى مجددا استقراض كند و هم شاه را بفرنگستان ببرد و هم حقوق مردم را قطع كند تا جمع و خرج دولت تصويه شود و هم آقا نجفى را بطهران بياورد اما صدر اعظم يعنى اتابك از تمام آنها اظهار عجز ميكرد اما استقراض را تصويب نكرد ، به اين ملاحظه كه ديگر محلى ندارند كه در مقابل اصل و فرع مبلغ استقراض محل قرار بدهند ، اما سفر فرنگستان هم بدون در دست داشتن مبلغ معينى ممكن نميشود و تحصيل آن مبلغ ممكن نشود مگر به قرض ، اما تصويه جمع و خرج و كسر كردن از حقوق ارباب حقوق براى دولت ميمنت ندارد ، چرا كه ارباب حقوق اگر از طبقه علما و اهل دربار باشند كه هرگز ممكن نيست دينارى از حقوق آنها كسر شود اما از طبقات متوسط مثل علما و سادات چون معاش آنها منحصر به اين حقوق است قطع آنها مناسبت ندارد و اسباب زحمت بلكه انقراض دولت مىشود ، اما احضار آقاى نجفى موجب حدوث يك فتنه بزرگى در اصفهان خواهد شد ، چرا كه ظل السلطان به او تلگراف كرده بود كه اگر بخواهم آقاى نجفى را حركت بدهم شهر اصفهان بهم مىخورد و هزار قسم مفسده پيدا مىشود اين بود كه اتابك هم باور كرده اين مسئله را محال مىدانست و زير بار اين كارها نرفت و يا يكدرجه هم راست گفته بود ، چرا كه آقا نجفى خيلى از مسافرت بطهران وحشت داشت و و يك مرتبه ديگر هم به همين عنوان يعنى كشتن هشت نفر بابىهاى سدهء ( همايونشهر ) او را بطهران برده بودند و نهايت ذلت و صدمه بر او وارد